کابل(پژواک،١٠جدى٩١): دخترنابينايى که به پوهنځى حقوق راه يافته، مى گويد: "آرزو دارم وزير امور زنان شوم تا به زنانى که مورد خشونت قرار مى گيرند و يا نابينا و ناشنوا هستند، خدمت نمايم."  

زينب رسولى، ٢١ سال قبل در شهر کابل نابينا به دنيا آمده و اکنون با فاميل خود در نزديکى چهارراهى سرسبزى اين شهر زندگى مى کند. وى در مصاحبۀ اختصاصى با آژانس خبرى پژواک گفت که سال ١٣٧٧ زمان حاکميت طالبان، در يکى از موسسات خصوصى براى نابينايان (SSPA) شامل شد و تعليمات ابتدايى، خط بريل و تخنيک هاى قدم زدن را در همان موسسه فرا گرفت. به گفتۀ زينب رسولى، موسسۀ يادشده در آن زمان، نابينايان طبقه اناث را به طور مخفيانه در يکى از منازل شخصى آموزش مى داد؛ زيرا طالبان به زنان اجازۀ رفتن به مکتب و مراکز آموزشى را نمى دادند. زينب افزود که پس از سقوط حکومت طالبان، در سال ١٣٨١ از طريق موسسۀ يادشده، شامل ليسۀ تاجور سلطانۀ شهرکابل شد و سال گذشته از صنف ١٢ اين مکتب، اول نمره فارغ گرديد. وى  علاوه کرد که صنوف "اول، هفتم و يازدهم" را امتحان لياقت داده است.   زينب، با استفاده از کتاب هايى در مکتب بينايان درس خوانده که موسسۀ يادشده، به خط بريل براى نابينايان تهيه نموده است. همچنان وى افزود که در مکتب، يک نفر معلم رهنما با استفاده از خط بريل، با شاگردان و معلمان  همکارى مى نمود. موصوف علاوه کرد که موسسه يادشده، دروس تمام کتب درسى را در "ام پى ترى" ثبت نموده و وى نيز از آن استفاده کرده است. زينب گفت که پارچه هاى امتحان را از طريق خط بريل حل مى نمود و در صورتى که معلم  قناعت نمى کرد، در ختم امتحان به شکل تقريرى امتحان مى داد. به گفتۀ وى، خواهرش که اکنون ٢٠ سال عمر دارد و مشکل ديد ندارد، نيز در همين مکتب درس مى خواند و در رفت و آمد به مکتب، او را همکارى مى کرد. اين دختر نابينا گفت: "در اوايل که در مکتب بينايان درس را شروع کردم، همصنفان و ساير شاگردان مکتب، برايم طعنه مى زدند و مى گفتند که چرا يک نابينا در مکتب بينايان درس مى خواند، يا که مى گفتند مکتب نابينايان جدا است." به گفتۀ وى، با آنکه همچو سخنان شاگردان، وى را  نااميد مى کرد؛ اما بازهم مقاومت نمود و توانست که موفقانه مکتب را به پايان برساند.

موصوف، هم اکنون دريکى از مدرسه ها به نام تعليم القرآن مسجد نبوى، نزد قارى محمد ادريس فاروقى کلام الله مجيد را حفظ مى کند و تا حال ٧ سپاره قرآن مجيد را حفظ کرده است. زينب گفت که به پوهنځى حقوق و علوم سياسى يکى از موسسات تحصيلى خصوصى کامياب شده و عنقريب، دروس اين پوهنځى آغاز مى شود. اما وى نخواست که نام پوهنتون در گزارش ذکر شود.

زينب رسولى علاقۀ خاص به سياست دارد و مى خواهد که تحصيلات خود را در رشته حقوق و علوم سياسى تا درجۀ دکتورا ادامه دهد. وى آرزو دارد که پس از کسب تحصيلات عالى، نخست به شوراى ملى راه يابد و سپس وزير امور زنان شود و از اين طريق، در خدمت زنان قرار گيرد. وى علاوه کرد: "هر وقتى مى شنوم که زن و دخترى کشته شد، مورد تجاوز قرار گرفت و يا خودسوزى کرد؛ زياد رنج مى کشم، نزد خود فکر مى کنم که اى کاش قدرت مى داشتم که با آنان کمک مى کردم." وى از مسوولين امور، خواهان پيگيرى جدى قضاياى خشونت عليه زنان و مجازات سخت کسانى شد که دست به همچو خشونت ها مى زنند.  

زينب گفت: "متاسفانه که رييس جمهور و وزيرصاحب امور زنان ما، باشنيدن اين چنين خبرها تنها مى گويند که ما اين عمل راشديداُ تقبيح مى کنيم؛ ديگه کارى از دست شان ساخته نيست." اين دختر نابينا افزود که وى و چند تن ديگر از معلولين زن، حدود سه ماه قبل خواستند که با وزير امورزنان ملاقاتى داشته باشند؛ اما محافظين امنيتى دفتر وزير، با برخورد تند مانع شدند. زينب گفت که آنها براى گرفتن معرفى خط از وزير امور زنان عنوانى وزارت کار، امور اجتماعى، شهدا و معلولين،  جهت به دست آوردن کارت معلوليت، به آن وزارت رفته بودند. وى که با يادآورى برخورد محافظين وزير، گلويش را عقده گرفته بود، افزود: "در همان لحظه براى اولين بار در دلم گشت که کاشکى نابينا نمى بودم که اينگونه تحقير و توهين نمى شدم." زينب علاوه کرد که از همان روز به بعد، آرزوى وى در مورد اينکه وزير امور زنان شود، به يک تصميم مبدل شد.     

وى گفت: با آنکه نابينا است؛ اما کارهايى چون آشپزى، بافت و استفاده از کمپيوتر را نيز انجام داده مى تواند. موصوف افزود که طريق استفاده از کمپيوترهايى را که بينايان از آن استفاده مى کنند، در ليسه تاجور سلطانه آموخته است و از طريق برنامه (word) نوشته کرده مى تواند. همچنان وى در داير کردن نمبر درتيليفون هاى موبايل و فرستادن پيام از طريق موبايل، بلديت کامل دارد و حدود يک صد نمبرتيليفون را در حافظۀ خود دارد. 

به گفتۀ وى، انواع غذاها را تهيه مى کند و گاهى اوقات جاکت، دست کش، جوراب و دستمال گردن را  مى بافد.  زينب گفت که در آشپزخانه، خود را کاملا بلد نموده و مى تواند که وسايل و مواد آشپزى را به آسانى دريافت کند. موصوف علاوه کرد که اوقات بيکارى خود را، با شنيدن آهنگ هاى احمدظاهر هنرمند افغان  و خواندن اشعار سعدى، سپرى مى کند.

زينب گفت که برعلاوۀ خودش، سه برادر ديگر وى نيز نابينا مى باشند. وى افزود که يک برادرش، در پوهنځى روان شناسى پوهنتون تعليم و تربيۀ کابل است و دو برادرش نيز در مکتب بينايان درس مى خوانند.